X
تبلیغات
... - مردم شناسی

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم      اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است.


 
مردم شناسی یکی از گسترده ترین و جذاب ترین حوزه های علمی علوم انسانی است که زندگی انسان را مورد مطالعه قرار می دهد.

 انسان شناسی:

مطالعه نوع انسان در همه مکانها و زمانها که زندگی انسان را مورد مطالعه قرار می دهد. انسان شناسی مطالعه سیر و دگرگونی های انسان از ارکانیسم های (موجودات زنده) ساده تر و نیز تبیین چگونگی تحول وسیله ارتباطی انسانها، زبان و شیوه زندگی اجتماعی آنها به عنوان آفریننده فرهنگ مطالعه می کند و تکامل زیستی اجتماعی و فرهنگ انسان در گذشته و حال را مورد پژوهش قرار
می دهد. از شیوه زندگی جنگلی ها تا شهرنشینی ها انسان شناسی در زمان رد پای کاروان بشریت را در فراز و نشیب اعصار و قرون مختلف جدید و تلاش را در تحقیق مسافران کاروان و حیات بشری را ترسیم نماید.

یکی از موضوعاتی که از قدیمی ترین زمان تاریخ همواره در مقام سطوح و معرفت انسان را به خود مشغول داشته است شناخت اصول و منشاء انسان است.

با وجود همه نظریه ها، اکتشافات و اختراعات تصویری که دانشمندان و علمای علوم طبیعی باستان شناسی، انسان شناسی و متخصصین شناخت انسان پیش از تاریخ عرضه کردند به حدی است که بدرستی به صورت طرحی اولیه و کم رنگ می باشد. در تکمیل و پر رنگ شدن آن احتیاج به سایر روشهای فراوان دارد. دانش انسان در شمار حیوانات اندیشه قدیمی است اما مهم سیر تکوینی این اندیشه است.

انسان در مسیر تحول و تکامل چگونه و در کجا از سایر حیوانات جدا شده است.

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم            اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است.

 

  زندگی اجتماعی:

پرسش دیگری که ذهن را به خود مشغول می دارد این است که این سازمانها ، تاسیسات، تسهیلات و تمدنها و فرهنگهایی که جوامع بشری را در بر گرفته از چه زمانی و در کجا و به چه صورت آغاز شده و چگونه توسعه و تکامل یافته است. هویت انسان اندیشمند همراه با پیدایش ابزار و زبان است انسان وقتی توانست پاره سنگی را از زمین بردارد و به طرف میوه درخت پرتاب کند  این صحنه می تواند تصویری از پیدایش اولین ابزار و نحوه کاربرد آن باشد. انسان به تدریج به مواد خوراکی و گوشتی دسترسی پیدا کرد و گروههای انسانی شکل گرفت که به جوامع اولیه شهرت یافت.

بدین ترتیب بین غذا، سرزمین و تراکم انسانی رابطه مستقیم وجود دارد تقسیم جوامع اولیه به گروههای کوچک مرتبط به یکدیگر اولین هسته های شکل پذیری اقوام مختلف بود.

دامپروری و کشاورزی:

از مراحل مهم انسانی است که مسیر زندگی اقتصادی و اجتماعی جوامع اولیه را تغییر دارد.

شهرنشینی و تمدن:

با ظهور اثر فلزات و پیدایش قشر صنعت گر و تلاش برای انبار کردن محصول و افزودن به تولید و سرانجام ثروت اندوزی به تدریج قشرها و طبقات اجتماعی پس از آن روستاها و دهها که با هم در ارتباط بودند شکل گرفت.

اصطلاح تمدن و شهرنشینی:

با تخصصها و سازمانها و قشرها و هماهنگیها مجموعه ای که در یک فضای جغرافیایی معین زندگی می کنند شکل گرفت.

قلمرو انسان شناسی:

1- انسان شناسی که خود شامل : الف)انسان شناسی فرهنگی   ب) انسان شناسی جسمانی

انسان شناسی فرهنگی شامل:

 الف) باستان شناسی     ب) زبان شناسی      ج) مردم شناسی (انسان شناسی اجتماعی و فرهنگی)

انسان شناسی در قلمرو مطالعات خود از همه علوم و فنون استفاده می کند و همه آنها را بکار می برد ولی وحدت علمی آن متشکل از اجزاء و تجارب و نظریه های علوم دیگر است بر اساس توجه به انسان تمرکز به فرهنگ می باشد این قلمرو می توان شامل همه علوم طبیعی که به مطالعه ساخت جسمانی و زیستی می پردازد جغرافیای انسانی که شرایط اقلیمی  محیط زندگی اقوام را بررسی می کند.

اقتصاد: که تولید و توزیع و مصرف کالا در جوامع بشری را مورد تحقیق قرار می دهد.

سیاست: به چگونگی حکومتهای جوامع و معماری که به نحوه سکونت انسانها می پردازد.

انسان شناسی جسمانی:

در این شاخه انسانها به عنوان موجودات زیستی مورد مطالعه قرار گیرند که مهمترین رویکرد آن تبیین تکامل انسان است.

چهار قلمرو انسان شناسی جهانی:

1) توصیف و بازسازی تاریخ تکاملی نوع انسان بررسی آنالیز فسیلها و سنگواره ها

2) توصیف ساخت بدنی انسان (شکل، رنگ، مو و...) و مطالعه رشد جهانی انسان و تغذیه حیاتی انسان

3) مطالعه ژنتیک انسان و شناخت عوامل محیطی و اقلیمی و تاثیر آن بر اقوام ( اکولوژی انسانی) ژنتیک علم انتقال ویژگی های ارثی است.

4) نخستی شناسی انسان شناسی جهانی همواره انسان را با حیوانات بویژه نخستین ها برای پی بردن به اختلافات تشریحی و رفتاری موجود در میان آنها مقایسه می کند. انسان شناسی فرهنگی به توصیف و تبیین شکلها و شیوه های مختلف زندگی انسان در گذشته و حال می پردازد و ساختار فرهنگ که عبارت از شیوه، ترتیب و چگونگی رابطه و نیز مجموعه رفتارهای انسان که غالبا به معیارهای جامعه خود عمل می کند را در نظر می گیرد.

باستان شناسی:

شاخه ای از انسان شناسی فرهنگی است که رفتار انسان را بر اساس بقایای مادی آن توصیف و تعیین می کند. به عبارتی دیگر باستان شناسی مطالعه فرهنگها و شیوه های زندگی مردم باستانی و در یک کلام تاریخ پیش از تاریخ است.

فسیل و سنگواره عبارتند از آثار و بقایای موجودات زنده قدیمی، حیوانی، انسانها و گیاهی

زبان شناسی:

مطالعه علمی زبان را از جنبه های مختلف آن زبان شناسی می گویند زبان شناسی توصیف زبان و تاریخ زبان است.

مردم شناسی:

علمی است که نهادهای اجتماعی و رابطه جامعه را به عنوان اعضای آن جامعه مورد مطالعه قرار می دهد و بر اساس یافته خود امید وار است بتواند الگویی کلی برای رفتار انسان ارائه کند مردم شناسی به عنوان یک علم تنها در تبیین  گذشته انسان مفید است بلکه در پیش بینی مربوط به آینده نیز دارای ارزش فراوانی می باشد.

مردم شناسی و مردم نگاری:

مردم نگاری جمع آوری و گردآوری اطلاعات درباره گروههای انسانی و فرهنگهای معاصر از طریق کار میدانی و بررسی های اولیه مثلا مشاهده و مصاحبه با مردم با هدف انعکاس هر چه صحیح تر  جریان حیات را مردم نگاری می گویند.

مردم شناسی مطالعه، مقایسه و تحلیل مدارک و نتیجه گیری مردم نگاری به منظور شناخت خواستگاه مسیر اشاعه و تغییر فرهنگ ها و مطالعه نهادهای اجتماعی، اقتصاد، دین ، زبان ازدواج خویشاوندی وغیره در محدوده ای معین می باشد.

فواید و اهمیت مردم شناسی:

1) دانش شناختن بیشتر فرد

2) دید وسیع و جهانی  یافتن نسبت به فرهنگهای دیگر

اهمیت مردم شناسی:

مردم شناسی آینده بزرگی را پیش روی ما گسترده و به ما اجازه داده تا خود را تا گوناگونی نا محدود مشاهده کنیم.

مردم شناسی کاربردی:

با استفاده از دانش و تجربه های مردم شناسی برای حل مسائل و مشکلات می شود. بیشترین کاربرد یافته های مردم شناسی مشخص کردن شرایطی است که به خاطر زمینه ها و تفاوت های فرهنگی بین ملتها  موجب اختلاف می شود مردم شناسی قادر خواهد بود بیشترین کمک را برای حل اختلافات و ایجاد صلح در جهان نماید.

تفاوت های انسان شناسی و مردم شناسی:

انسان شناسی مطالعه نوع انسان در همه زمانها و مکانها می باشد و به مطالعه انسان در ارتباط با خواستگاه توزیع  و طبقه بندی نژادی روابط اجتماعی و محیطی و ویژگی های جهانی فرهنگی می پردازد.

مردم شناسی به مطالعه فرهنگها بر اساس داده های مردم نگاری در نقطه نظر مقایسه ای یا تاریخی آنها می پردازد مردم شناسی مطالعه جامعه فرهنگها و تجزیه و تحلیل آنها هم به تنهایی ئ هم در ارتباط با یکدیگر می باشد.

                                                      الف) نخست شناسی

مراحل انسان شناسی جهانی:          ب)زیست سنجی انسان

                                                         ج) انسان سنجی

                                                         د) انسان شناسی ژنتیک

 

                                                     الف) باستان شناسی

                                                     ب) زبان شناسی

مراحل انسان شناسی                   ج) تکامل انسان

احتماعی و فرهنگی                       د) تاربخ شناسی

                                                      ه) مردم نگاری

                                                      و) مردم شناسی

 

فرهنگ: مجموعه پیچیده ای از معارف، اعتقادات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین مستقل و تمام عادات رفتار و ضوابطی است که فرد به عنوان عضو جامعه از جامعه خود فرا میگیرد و در برابر آن جامعه وظائف و تعهداتی بر عهده دارد.

فرهنگ عبارتی از نظام مشترک باورها ارزشها رسمها رفتارها و مصنوعات که اعضاء یک جامعه در تطبیق با جهان و در رابطه با یکدیگر به کار می برند و از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود را فرهنگ می گویند.

ویژگی های فرهنگ:

1) فرهنگ عام ولی خاص است.                        

فرهنگ به عنوان یک معرفت بشری عام است و این میراث مشترک عمومی در همه جوامع دیده می شود اما با وجود  تشابه در کلیات و خطوط اصلی تفاوتهایی در رسوم قوانین اعتقادات و اعمال جلوه های فرهنگی به چشم می خورد که بیانگر این موضوع است که فرهنگ هر جامعه میوه و ثمره تجارب خاص آن است و فرهنگ هر جامعه خاص آن جامعه است مثال سلام کردن متفاوت

ب) فرهنگ متغیر ولی ثابت است.

نظم پدیده های اجتماعی و جنبه های فرهنگی بنا بر مقتضیات زمان دستخوش تغییر و تحول است و ثبات در این حوزه وجود ندارد تغییر و تحول راز بقای هستی و فرهنگ می باشد اما تغییرات فرهنگی به قدری کند و آرام است که محسوس و قابل درک در دوره محدود نمی باشد. لذا فرهنگ تقریبا  ثابت به نظر می رسد. مثلا پوشش لباس و اعتقادات مذهبی مردم این ماه نسبت به ماه گذشته تغییری نکرده  است. اما پوشش لباس امروز با سالهای قبل تغییر کرده است.

 ج) پذیرش فرهنگ اجباری ولی اختیاری است.

فرهنگ الزاما نظام حیات اجتماعی را در بر گرفته ولی به ندرت خود را بر افکار معارف و اعمال مردم تحمیل می کند انسان با اجبار زبان، رفتار، آداب و غیره را از خانواده و جامعه فرا می گیرد اما کاربرد هوش، استعداد، مهارتها و آموخته های دیگر افراد را در این حوزه به فضای اختیار می کشاند.

نکته: پیشرفتهای تکنولوژی جدید و فرو ریختن مرزهای جغرافیایی و حتی مرزهای شخصی آنچه را که قبلا در فرهنگها خاص بود به عام جوامع تبدیل کرده و شیوه ها، ترفندها و امکانات و ابزارهای تبلیغاتی تحول و تغییر فرهنگی را سرعت بخشیده و همین امکان اختیار را در بسیاری موارد سلب کرده است.

نظریه داروین:

چارلز داروین بین سالهای ۱۸۰۹ تا ۱۸۸۲ در انگلستان زندگی می کرد وی طبیعی دان بود و به بررسی و مطالعه گیاهان و جانوران می پرداخت.

نظریه تکامل یا منشاء انواع:

انواع مختلف جانداران بر اثر تغییرات تصادفی و تدریجی برخی افراد در نتیجه ((انتخاب طبیعی)) پدید آمده اند و تغییرات حاصل از طریق وراثت به نسل بعد منتقل شده و در پرتو انطباق با محیط و در تنازع بقاء اصلی زمینه پیدایش نوع جدیدی را فراهم آورده است.

انتخاب طبیعی بدین معناست که موجودات زنده ای که بیشترین سازگاری را با محیط زیست شان دارند توسط محیط برای بقاء و تولید مثل انتخاب می شوند در حالی که موجودات زنده ای که سازگاری با محیط ندارند از بین خواهند رفت.

به عبارت دیگر هر موجودی که توانایی سازگاری با محیط را نداشته باشد از چرخه طبیعت حذف خواهد شد.

داروین معتقد بود با ارتقای انسان به سطح فکری و اجتماعی لازم یعنی ایجاد موقعیتی مناسب در محیط که با استفاده از ابزار،لباس، آتش و غیره میسر می شد انتخاب طبیعی در جهت ساختمان بدن انسان متوقف شد.

داروین تئوری خود را درباره انسان اینگونه مطرح می کند:

انسان در تداوم تکامل از حیوانات پست تر از خود (میمون و سمور) پدید آمده است.

نظریه داروین بر دو اصل بسیار مهم استوار است:

۱) تمامی اشکال حیات از راه تغییرات تدریجی و گذشت زمان از منشاء مشترک بوجود آمده اند

۲) تبیین این تغییرات تدریجی که شامل ظهور گونه های جدید است با انتخاب طبیعی می باشد.

محورهای مهم نظریه داروین:

۱) جهان در حرکت و تغییرات دائمی است.

۲) جریان تکامل اصولا تدریجی است.

۳) موجودات زنده منشاء واحد دارند.

۴) تکامل بر اساس انتخاب اصلح است.

سیر تکامل انسان:

تعریف تکامل به معنی تغییرات انباشته شده در یک جمعیت در طول زمان است به عبارت دیگر موجودات زمین در طول زمان طی فرآیندی مستمر تحول پیدا می کنند که تکامل نامیده می شود.

دو دیدگاه در خصوص قدمت انسان وجود دارد:

الف) دیدگاه زیست شناسی: شاخص های جسمانی انسان که پستانداری ۲ پا است مد نظر قرار می گیرد که قدمتی ۴ میلیون ساله دارد.

ب) دیدگاه فرهنگی: انسان موجودی با فرهنگ است که تاکید بر فرهنگی بودن جامعه انسانی دارد که بر اساس آن قدمت انسان ۲ تا ۲۰۵ میلیون سال است.

نظریه ثبات انواعشامل:

الف) نظریه خلقت : انسان از هیچ نوع دیگری مشتق نشده است و اگر تا بی نهایت به عقب برگردیم انسان و انواع دیگر وجود داشته است.

ب) نظریه قدمت : ثبات انواع بر اساس حدوث انواع است به طوری که یک نوع که تا کنون نبوده به یک باره آفریده شده است.

موافقین و مخالفین نظریه داروین:

مخالفین:

۱)تحول و تکامل موجودات زنده تصادفی است که ناقض حکمت و هدایت کننده جهت دار می باشد.

۲)قانون انتخاب طبیعی و حذف موجودات ضعیف مغایر رحمانیت و عدالت خداوند است.

۳) اصل انسان از میمون است تنها در حد یک فرضیه بوده و دلایل کافی برای اثبات آن هنوز ارائه نشده

۴) تغییرات اساسی در جانداران به صورت جهشی بوده و نمی تواند تدریجی باشد.

موافقین:

۱) برهان نظم بر اثبات وجود خدا تکیه دارد خواه این نظم به صورت ثبات انواع یا تکامل انواع باشد.

۲) در قرآن آمده است انسان از خاک آفریده شده و ملازم نوعی فعل و انفعال در طبیعت می باشد.

۳) توجه قرآن به مقام معنوی انسان، امتناء ابلیس از کرنش در مقابل انسان و سایر فضای بعد از خلقت است و توصیحی درباره کیفیت خلقت انسان ندارد.

 

فصل چهارم:((نظریه های مردم شناسی))

۱)نظریه های تکاملی: این گروه بر این باورند که پدیده های اجتماعی و انسانی دارای فرآیند مشخصی بوده و از مراحل خاصی می گذرد و دارای قوانین معینی می باشد.

۲) نظریه های غیر تکاملی: این گروه پدیده های اجتماعی و انسانی را جداگانه مورد مطالعه قرار می دهند و به فرآیند معینی در جامعه اعتقاد ندارند.

انواع نظریه های مردم شناسی:

۱)تکامل گرایی یا دبستان تکامل:

۲) اشاعه گرایی یا دبستان اشاعه

۳) کارکردگرایی یا دبستان بکارآیی

۴) ساخت گرایی یا دبستان ساخت

تکامل گرایی یا دبستان تکامل:

اندیشه تکامل انسان و زندگی اجتماعی از زمان نظریه لاپلاس درباره تاریخ پیدایش زمین و تکوین کره زمین و نیز نظریه داروین درباره تکامل انواع زنده و نظریه لامارک در زمینه تاریخ طبیعی موجودات زنده از جمله انسان آغاز شد.

تکامل گرایی حرکت تدریجی جوامع در بستر زمان و درجهتی خاص مورد توجه قرار میدهد.

اصول حاکم بر نظریه تکامل:

الف) فرهنگ جامعه بشری از آغاز تاامروز ثابت نبوده و تغییر و تحول یافته است.

ب) حرکت و پویایی اساس و مبنای نظریه تکامل را تشکیل میدهد.

ج) همه چیر اعم از جاندار و بی جان خصوصا پدیده های فرهنگی اجتماعی تغییر می یابد.

خطوط یا محورهای کلی نظریه های تکامل گرایان:

الف) آثار اجتماعی و فرهنگی گذشتگان نشان می دهد همه جوامع مراحلی را قبل از رسیدن به تمدن پشت سر گذاشته اند.

ب) تشابه محسوسی که در اعتقادات و نمادهای جوامع مختلف وجود دارد نشان دهنده وحدت روحی انسان در فرآیند اندیشه ها، اختراعات و نوآوری ها می باشد.

ج) جوامع گوناگونی که در نقاط جهان مشاهده می شوند معرف مراحل مختلف فرهنگ است که فقط با روش مقایسه ای می توان عناصر فرهنگی ونهادهای اجتماعی آنها را از هم بازشناخت و مطالعه کرد.

د) مطالعه جامعه ها و مقایسه آنها با هم نشانگر این است که فرهنگها و تمدنهای بشری در فرآیند تدریجی تغییر و تحول پیدا کرده اند.

فرآیند تکامل:

۱- فرآیند دورانی(دوری) چرخشی:

حیات جوامع از زمان معینی شروع و پس از طی مراحلی به اوج تکامل خود می رسد و بعد از بین می رود دوباره حرکت و مراحل تکاملی جدید از ابتدا آغاز می شودو بتدریج فرآیند تکاملی را به همان شیوه قبلی طی می کند.

۲- فرآیند خطی: جوامع مراحل تکاملی خود را پی در پی تا آخرین مرحله طی می کند و زمانی که به مرحله فنا رسیدند دیگر حیاتی وجود نخواهد داشت.

 لوئیس هنری مورگان:نظریه تحول یا تکامل همواره با نام مورگان مردم شناس امریکایی همراه بوده است مورگان ۳ دوره تحول جوامع را بر اساس مطالعه تکنولوژی به شرح زیر تقسیم کرده است:

۱) دوره توحش از آغاز تا پیدایش سفال

۲) دوره بربریت از پیدایش سفال تا اختراع خط

۳) دوره تمدن از اختراع خط تا کنون

گروه هایی که بشریت را شکل می دهند از یک سلسله مراحلی می گذرند که با یکدیگر قابل مقایسه اند برای هر جامعه تحول بر روی یک خط و تحول همه جوامع را تاخیر و تاخر مثابه است.

خطوط موازی فرهنگی را می توان در جوامع مشخص و با یکدیگر مقایسه نمود.گروههای عقب مانده شرایطی را می گذرانند که گروههای پیشرفته در گذشته داشته اند.

  اشاعه گرایی یا دبستان اشاعه:

((اشاعه به فرآیندی گفته می شود که در نتیجه آن ویژگی های فرهنگی یک جامعه در جوامع دیگر شیوع پیدا می کند.))

 فرهنگهای جوامع مختلف از یک یا چند مرکز اشاعه گرفته شده اند و تشابه بین فرهنگها به علت رفت  و آمدها، داد و ستد ها، مهاجرت ها، لشکر کشی ها و در اثر اقتباس یا تقلید یا اخذ یکی از دیگری می باشد بر خلاف تکامل گرایان که بر روی یک خط و در هر جامعه مستقل و موازی با جوامع دیگر می باشد.

اشاعه گرایان به ۳ گروه تقسیم می شوند:

الف) اشاعه انگلیس:مصر و یونان را مهد اشاعه فرهنگ و تمدن همه کشورهای جهان می دانند و معتقدند تمامی تمدن جهان از یک سلسله ابداعات و ابتکارات تمدن و فرهنگ دره نیل پدید آمده است.

 ب) اشاعه آلمان:ویژگی های فرهنگی می تواند بطور گروهی یا منفرد و در مسافت بسیار زیاد اشاعه یابد و مردم از سایر فرهنگها قرض می گیرند و خلاقیتی از خود ندارند.

 ج) اشاعه امریکا:ویژگی های فرهنگی در یک منطقه رشد و سپس از آنجا به سایر مناطق اشاعه پیدا می کند.

نظریه کارکد گرایی:

دبستان بکارآیی نظریه کارکد گرایی عکس العملی در مقابل نظریه یا دبستان اشاعه و تکامل است.

هر کدام از ویژگی های یک فرهنگ دارای کارکد ویژه ای است که در کنار هم نظام اجتماعی را حفظ می کند و ساختار یک جامعه بواسطه عمل این کارکد ها معین می شود.

به عبارت دیگر هر زمان که به تبیین یک پدیده اجتماعی پرداخته مس شود باید به طور جداگانه علت موجبه ای که آن را ایجاد کرده است و کارکردی که دارد جستجو و تبیین کرد.

اهمیت هر عمل یا نهاد هنگامی مشخص می شود که سهم  و کارایی آن در قبالسایر اعمال و نهادهای جامعه تعیین و تعریف می شود.مثال دلایل الزام حضور در کلاس

1- ارتقای روحیه مسئولیت پذیری

2- گسترش خویشاوندی و همبستگی جامعه

3- تسهیل نقش والدین در اجتماعی ساختن کودکان

 

ویژگی های کارکد گرایی:

1- پدیده های اجتماعی چه کارکدی دارند؟

2- چگونه جوابگوی نیازها و حل مشکلات جامعه هستند؟

3-پدیده های اجتماعی چگونه با یگدیگر ارتباط برقرار می کنند؟

 

 نظریه ساخت گرایی:

تعریف ساخت ترتیب خاص همبستگی است. اجزای یک مجموعه به منظور اهداف خاصی را ساخت گویند.

 تعریف ساخت فرهنگی: شیوه  ترتیب چگونگی رابطه بخشها و خصوصیات مختلف راه و روش زندگی مردم با هم را ساخت فرهنگی  می نامند.

تعریف ساخت اجتماعی: مجموعه روابط و پیوندهای میان افراد یک گروه یا جامعه را ساخت اجتماعی گویند.

نظریه ساخت گرایی:  کوششی برای کشف ترکیبهای مرکب و یافتن روابط ثابت میان اجزای یک مجموعه می باشد. به اعتقاد ساخت گرایان با روش ژرفانگر می توان ساختهای نا آشکار و مخفی را که معمولا در زندگی روزمره مشاهده نمی شوند آشکار کرد. مثل قوانین خویشاوندی اساطیر مناسک و همه تشریفات پذیرایی و غیره

ساخت گرایی در مردم شناسی: مطالعه استقرایی سازمانها  و ساختها که در مجموعه فرهنگی جامعه آشکار و مشخص نیست و باید به کمک منابع تاریخی و تجربی

مردم نگاری آشکار کرد.

 

اصول حاکم بر نظریه ساخت گرایی:

1- دگرگونی های مکانی و زمانی در پدیده های اجتماعی تغییری در شبکه روابط بین پدیده ها ایجاد نمی کند.

2- افراد از پیدایی روابط و تحولات تاریخی و مجموعه شبکه روابطی که آنها را در بر گرفته آگاهی ندارند.

3- در روابط اجتماعی اصل تقابل و تضاد: در اصل تقابل فرهنگ زمانی معنا پیدا می کند که در تقابل با طبیعت باشد. زندگی فرهنگی نقطه مقابل زندگی طبیعی است.

 

 

"فرهگ عامه یا فرهنگ توده یا فولکلور"

به مجموعه ای از دانستنیها، باورها و رفتارهایی ابلاغ می شود که در بین توده مردم بدون در نظر گرفتن فرایند علمی و منطقی آن سینه به سینه و نسل به نسل به صورت تجربه های زندگی به ارث رسیده باشد. مثل آداب و رسوم عقاید و عادتها افسانه ها حکایتها مثلها و لالایی  ترانه ها اشعار عامیانه و رفتارهاییهمچون غذا خوردن لباس پوشیدن آداب و سوم  ترحیم و عروسی و ...

 

خصوصیات فولکلور:

1- میراث تمدن قدیمی و کهن است.

2-فولکلور با هیچ روش علمی و منطقی همراه نیست و در مجامع رسمی جایی ندارد.

3-با وجود تغییر و تحولات اجتماعی دست نخورده در کنار ارزشها و پدیده های جدید جامعه قرار می گیرد.

 

ویژگیهای فولکلور:

1- اعمال و رفتار های جمعی و گروهی است که در بین مردم رواج دارد

2- اعمال و رفتارهای فولکلوری بنا بر عادت و رسم تکرارمی شود و استمرار می یابد.

3- فولکلور نقش مهمی در مجموعه فعالیتها و روند زندگی اجتماعی بر عهده دارد.

4- ابداع کننده و پدیدآورنده و زمان شروع رفتارهای فولکلوری معلوم نیست و به تدریج شکل گرفته است.

 

تفاوت فولکلور و مردم شناسی:

1- فولکلور بیشتر به جمع اوری و تقسیم بندی و مطالعه مقایسه ای پدیده های فرهنگی می پردازد اما مردم شناسی به تجزیه و تحلیل پدیده ها اهمیت بیشتر می دهد.

2- مطالعه فولکلور غالبا درباره گذشته است یعنی آنچه از حیات دیرینی نسبت به فراموشی سپرده شده و احیانا به طور پراکنده بین مردم باقی مانده است ولی مردم شناسی در مورد جوامع فعلی و عادات و رسوم آنها می باشد.

3- مطالعه فولکلور متکی بر مدارک موزه ای و کتابخانه ای است در حالیکه مردم شناسان اکثرآ تحقیقات محلی می باشد.

 

مردم شناسی خانواده و خویشاوندی:

خانواده:

 خانواده کوچکترین و ساده ترین واحد اجتماعی مشتمل بر دو یا چند نفر که با هم زندگی می کنند و از طریق خون ازدواج و فرهنگ پذیری به هم پیوند می خورند.

 

کارکردهای خانواده:

مشروعیت بخشیدن بر روابط جنسی

تولید مثل تداوم میراث ژنتیکی

اجتماعی شدن کودکان و تداوم میراث فرهنگی

 

انواع خانواده:

الف) خانواده هسته ای: ساده ترین شکل خانواده  انسانی و در بر گیرنده زن و شوهر و فرزندان نا بالغ

ب) اقتصاد مشترک : شامل چند نسب پدر بزرگ، مادر بزرگ و والدین و فرزندان عمو و عمع است که با هم و نزدیک هم زندگی می کنند.

 

 ساخت خویشاوندی و ازدواج :

1- یک همسری: در بسیاری از فرهنگها ازدواج تک همسری  رواج دارد و شیوه معمول زناشویی جوامع امروز است.

2- چند همسری:

الف) چند زنی: ازدواج یک مرد با چند زن است که در جوامع عرب رواج دارد البته احکام شریعت بیشتر جنبه امکان دارد تا عمل.  در ایران نیز این امکان وجود دارد ولی در عمل ممکن نیست.

امکانات اقتصادی و قدرتهای ایلی و طایفه ای نیز از عوامل اصلی ازدواج چند زنی است.در بین دامداران و کشاورزان تعدد زوجه به منزله اضافه شدن کارگر دیگر به خانواده و مددکاری در امر دامداری و کشاورزی می باشد.

ب) چند شوهری: در حال حاضر تقریبا ممنوع شده است این نوع ازدواج در بین اسکیموها و هندوستان رواج داشته است.

3- ازدواج گروهی: تا کنون مدرک قابل استنادی برای وجود و ادامه حیات این گروه بدست نیامده است.

مجموعه ای از افراد زن و مرد که روابط جنسی بین آنها مجاز یا خارج از آن مجموعه ممنوع می باشد که نمونه هایی در سیدنی و برزیل نیز دیده شده است.

 

منع ازدواج با خویشان و نزدیکان (محارم) که از اولین مقررات تشکیل خانواده است افراد جامعه را به منظور گزینش همسر ملزم به مراوده با گروه، خانوار، کلان (منظور چند طایفه است) و کلن (یک توتم را منشاء خود می دانند) این ضوابط و مقررات که بر اساس نیازها، امکانات، تجربیات  هر جامعه ای معرف خصوصیات اجتماعی و فرهنگی آن جامعه می باشد ممنوعیت ازدواج با محارم یکی از اصول کلی و جهانی ازدواج است.

 

خویشاوندی:

از زمینه های ارتباط دهنده زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع می باشد. بسیاری از مردمک شناسان پایه تحقیقات خود را بر مطالعه نظام خویشاوندی می گذارند.

نظام خویشاوندی:

1- برون همسری: اجبار به ازدواج خارج از دایره معینی که شامل خویشان و نزدیکان می باشد را برون همسری گویند.

2- درون همسری:  الزام به همسر گزینی در محدوده معینی از خویشان را درون همسری گویند.

 

 

                                                                                         

                                               

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 10:50  توسط مهران  |