محمد شاه در آغازسلطنت قائم مقام فراهاني را که در تبريز سمت پيشکاري و وزارت او را داشت به صدر اعظمي منصوب کرد. ولي کمتر از يکسال بعد به تحريک و سعايت سرجان کمپبل وزير مختار وقت انگليس در ايران دستور بازداشت و قتل آن مرد بزرگ را داد. يحيي دولت آبادي درباره قتل قائم مقام مي نويسد:

 ... بالجمله پنج يا شش روز قائم مقام را در حوضخانه زيرزمين نگارستان نگاه داشتند. براي تحليل بردن قواي جسماني او و اين که شايد از گرسنگي بميرد، از دادن غذا به او خودداري کردند، تا شب آخر "صفر اسمعيل خان قراجه داغي" که از اشقيا و سرهنگ فراشخانه و مير غضب باشي بود با چند مير غضب وارد حوضخانه شده و بر سر او ريخته بالاخره دستمالي در حلقش فرو برده و او را خفه کردند. ...

 قتل ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، بزرگترين جنايتي بود که در دوران سلطنت محمد شاه اتفاق افتاد. وي به تصديق دوست و دشمن مردي توانا و دانا و وطن خواه بود و پادشاه قاجار مي توانست بخوبي از دانش و بينش وي در کار مملکت بهره بگيرد.

 پس از قتل قائم مقام، محمد شاه معلم سابق خود حاج ميرزا آقاسي را به صدارت منصوب کرد. در دوران صدارت او محمد شاه به تحريک روسها به هرات لشکر کشي کرد ولي به علت مخالفت شديد انگليسي ها در اين جنگ شکست خورد.

 لشکر کشي براي فتح هرات و تسلط بر افغانستان يکي از مهمترين وقايع دوران سلطنت سومين پادشاه قاجار است که پيامدهاي ناگواري براي ايران و ايرانيان به بار آورد  و رسوايي شکست در اين جنگ و گردن نهادن به شرايط خفت بار انگليسيها که راه مداخلات بعدي آنان را در ايران هموار ساخت ميراثي بود که محمد شاه و صدر اعظمش براي جانشينان خود بر جاي گذاشتند.

 

شکست در جنگ و تحريکات انگليسيها و بروز طاعون و وبا در ايران و عدم کفايت حاج ميرزا آقاسي در مقابله با اين مشکلات، هرج و مرج و آشفتگي شديدي در ايران بوجود آورد و در اين ميان خود محمد شاه که عليل و مريض بود در سال 1226 هجري شمسي پس از چهارده سال و سه ماه سلطنت در سن 43 سالگي در گذشت. وي به هنگام مرگ 9 اولاد داشت که پنج تن آنان پسر و چهار تن دختر بودند. در ميان زنان محمد شاه مهد عليا از زنان مقتدر دربار و در امر عزل و نصب افراد دخالت کامل داشت و در اداره امور مملکت اعمال نفوذ مي کرد.  او داراي يک پسر و يک دختر بود که اولي ناصرالدين ميرزا وليعهد محمد شاه که پس از مرگ پدر به پادشاهي رسيد و دومي ملک زاده عزت الدوله که بعدها به همسري ميرزا تقي خان امير کبير درآمد. فرزندان ديگرش عبارت بودند از عباس ميرزا، عبدالصمد ميرزا، محمد تقي ميرزا، ابراهيم ميرزا، آسيه خانم، عذرا خانم و زهرا خانم بودند.

سیاست محمد شاه در برابر مدارس مسیونری

    مدارس مسیونری

 آمریکایی و فرانسوی مورد حمایت و تشویق   مقام­های دولتی و همین طور شاه قرار می­گرفتند. محمدشاه تصور    می­کرد این مدارس به پیشبرد هدف او مبنی بر جذب زبان‌ها و علوم  و فنون اروپایی به ایران کمک می­کند. حمایت جدی محمدشاه از مدارس مسیونری، تا حدی نیز از ملاحظات سیاست خارجی ناشی می­شد. او از توجه و پشتیبانی اروپايیان از این هیئت­های تبلیغی دقیقاً آگاه بود. دلیل دیگر پیشتیبانی سرسختانه محمدشاه و وزیرش "حاج میرزا آقاسی" از عیسویان و مسیونرها یرای مقابله با ترکان عثمانی بود. از آنجا که ترکان سرکوب عیسویان را در مناطق کردنشین عثمانی آغاز کرده بود، برای دولت ایران بر پایی نهادهای دینی و آموزشی عیسویان در ارومیه سدی در برابر ترکان به شمار می­رفت.

 مثلاً هیئت مبلغان آمریکایی از حمایت کنسول بریتانیا در تبریز برخوردار بودند.] قدرت­های اروپایی مایل بودند در حمایت از هیئت­های تبلیغی اروپایی و آمریکایی در ایران به اقدامي دیپلماتیک دست بزنند. محمدشاه در تداوم حمایت از مسیونرها با مخالفت جدی از سوی وزیران و درباریان و علما رو­ به ­رو نشد.

 حتی هیئت مبلغان آمریکایی از مساعدت حکمران ارومیه "ملک قاسم" برخوردار بودند که به حمایت از مدارس خارجی شهرت داشت.

 در واقع، فعالیت این مدارس کم و بیش مسأله­ای مربوط به اقلیت­های دینی تلقی می‌شد. مدارس آمریکایی از آنجا که ماهیت مذهبی داشتند، تنها مسیحیان نستوری را می­پذیرفتند. مدارس بوره دانش­آموزان مسلمان را جذب می­کردند؛ اما ادعا می­شد که غیر مذهبی­اند. بنابراین هیچ کدام از این مدارس تهدیدی دینی نسبت به جامعه مسلمانان یا تشکیلات آموزشی موجود و علما به طور اخص به شمار نمی­رفتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 15:53  توسط مهران  |