وصیت نامه جالب و زیبای حسین پناهی

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم

به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد

علی

سلام

کاری که توی این پست نوشتم کار جدیدمه اما هنوز کامل نسیت که در مورد ماه مبارک رمضان و رجب سروده شده امیدوارم با نقدهای سازنده دوستان بتونم اصلاحش کنم.

 

اعیـاد یکی از پس هم می آیـد                  چون عید نرفته روز غم می آید

سـال قمری عجب حکـایت دارد                 از زیر و بـم زمـان روایت دارد

در مـاه نـزول رحمت و زیبــایی                  از قتل عـدالت او شکایت دارد

از بـدر و اُحـد گرفته تا آن خندق                 از خیبر و کوفه تا نمـازی اندک

از مسجد کوفه، ضرب نا حق گفته             از روز شهـادت و انـالحق گفته

از فـــزت و رب کعبه آن مــولا                     تکرار یتیمی و شـروع غـوغـا

طفــلان یتیم کـوفه سرگـردانند                   از درد گرسنگـی دل نــالانند

غافل ز جفـای آن مـرادی هستند                شمان دعا به حلقه در بستند

افسوس دگر دست نوازشگر نسیت            نانی ز محبت علـی برتر نیست

ای کاش کـه محراب معمّـا می شد             لبریز ز اما و اگـر هــا می شد

ای کاش کـه امروز قیـامت می شد             مرداب زمین پر از لیاقت می شد

ای کاش زمین محشر کبری می شد           یکبار دگر معجزه بر پـا می شد

ای کـاش طبیبان همه مـاهر بودند               در کار شفاعت همه ساحر بودند

افسوس که دنیـا ز علی غافل شـد              در غیبت او ظلم وستم حاصل شد

ای کاش که یک مجـال دیگر باشد                تا اسوه حق دوباره برتر بــاشد

ای کاش علـی دوبـاره احیـا گردد                 تا حیبت دُر دوبـاره پیدا گـردد

ای کاش که این بار بدانیم که کیست             گر دُر بشناسیم بدانیم که چیست

 هنوز کامل نیست یه وقت نگید چرا ناقص تمومش کردم.

     مردم شناسی

 

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم      اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است.


 
مردم شناسی یکی از گسترده ترین و جذاب ترین حوزه های علمی علوم انسانی است که زندگی انسان را مورد مطالعه قرار می دهد.

 انسان شناسی:

مطالعه نوع انسان در همه مکانها و زمانها که زندگی انسان را مورد مطالعه قرار می دهد. انسان شناسی مطالعه سیر و دگرگونی های انسان از ارکانیسم های (موجودات زنده) ساده تر و نیز تبیین چگونگی تحول وسیله ارتباطی انسانها، زبان و شیوه زندگی اجتماعی آنها به عنوان آفریننده فرهنگ مطالعه می کند و تکامل زیستی اجتماعی و فرهنگ انسان در گذشته و حال را مورد پژوهش قرار
می دهد. از شیوه زندگی جنگلی ها تا شهرنشینی ها انسان شناسی در زمان رد پای کاروان بشریت را در فراز و نشیب اعصار و قرون مختلف جدید و تلاش را در تحقیق مسافران کاروان و حیات بشری را ترسیم نماید.

یکی از موضوعاتی که از قدیمی ترین زمان تاریخ همواره در مقام سطوح و معرفت انسان را به خود مشغول داشته است شناخت اصول و منشاء انسان است.

با وجود همه نظریه ها، اکتشافات و اختراعات تصویری که دانشمندان و علمای علوم طبیعی باستان شناسی، انسان شناسی و متخصصین شناخت انسان پیش از تاریخ عرضه کردند به حدی است که بدرستی به صورت طرحی اولیه و کم رنگ می باشد. در تکمیل و پر رنگ شدن آن احتیاج به سایر روشهای فراوان دارد. دانش انسان در شمار حیوانات اندیشه قدیمی است اما مهم سیر تکوینی این اندیشه است.

انسان در مسیر تحول و تکامل چگونه و در کجا از سایر حیوانات جدا شده است.

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم            اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است.

 

  زندگی اجتماعی:

پرسش دیگری که ذهن را به خود مشغول می دارد این است که این سازمانها ، تاسیسات، تسهیلات و تمدنها و فرهنگهایی که جوامع بشری را در بر گرفته از چه زمانی و در کجا و به چه صورت آغاز شده و چگونه توسعه و تکامل یافته است. هویت انسان اندیشمند همراه با پیدایش ابزار و زبان است انسان وقتی توانست پاره سنگی را از زمین بردارد و به طرف میوه درخت پرتاب کند  این صحنه می تواند تصویری از پیدایش اولین ابزار و نحوه کاربرد آن باشد. انسان به تدریج به مواد خوراکی و گوشتی دسترسی پیدا کرد و گروههای انسانی شکل گرفت که به جوامع اولیه شهرت یافت.

بدین ترتیب بین غذا، سرزمین و تراکم انسانی رابطه مستقیم وجود دارد تقسیم جوامع اولیه به گروههای کوچک مرتبط به یکدیگر اولین هسته های شکل پذیری اقوام مختلف بود.

دامپروری و کشاورزی:

از مراحل مهم انسانی است که مسیر زندگی اقتصادی و اجتماعی جوامع اولیه را تغییر دارد.

شهرنشینی و تمدن:

با ظهور اثر فلزات و پیدایش قشر صنعت گر و تلاش برای انبار کردن محصول و افزودن به تولید و سرانجام ثروت اندوزی به تدریج قشرها و طبقات اجتماعی پس از آن روستاها و دهها که با هم در ارتباط بودند شکل گرفت.

اصطلاح تمدن و شهرنشینی:

با تخصصها و سازمانها و قشرها و هماهنگیها مجموعه ای که در یک فضای جغرافیایی معین زندگی می کنند شکل گرفت.

قلمرو انسان شناسی:

1- انسان شناسی که خود شامل : الف)انسان شناسی فرهنگی   ب) انسان شناسی جسمانی

انسان شناسی فرهنگی شامل:

 الف) باستان شناسی     ب) زبان شناسی      ج) مردم شناسی (انسان شناسی اجتماعی و فرهنگی)

انسان شناسی در قلمرو مطالعات خود از همه علوم و فنون استفاده می کند و همه آنها را بکار می برد ولی وحدت علمی آن متشکل از اجزاء و تجارب و نظریه های علوم دیگر است بر اساس توجه به انسان تمرکز به فرهنگ می باشد این قلمرو می توان شامل همه علوم طبیعی که به مطالعه ساخت جسمانی و زیستی می پردازد جغرافیای انسانی که شرایط اقلیمی  محیط زندگی اقوام را بررسی می کند.

اقتصاد: که تولید و توزیع و مصرف کالا در جوامع بشری را مورد تحقیق قرار می دهد.

سیاست: به چگونگی حکومتهای جوامع و معماری که به نحوه سکونت انسانها می پردازد.

انسان شناسی جسمانی:

در این شاخه انسانها به عنوان موجودات زیستی مورد مطالعه قرار گیرند که مهمترین رویکرد آن تبیین تکامل انسان است.

چهار قلمرو انسان شناسی جهانی:

 جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید

 

ادامه نوشته

نگاهی به جامعه شناسی

تعریف جامعه شناسی:

تعریف جامعه شناسی با موضوع آن ارتباط مستقیم دارد. چرا که تعریف هر دانشی عبارت از بیان خصوصیات موضوع آن دانش در قالب یک یا چند جمله کوتاه و در عین حال جامع، مسلما برای هر دانش تعریفهایی می توان ارائه داد که گاه گویا و گاه نارسا و پیچیده اند. تعداد این تعریفها بستگی به حدود، قلمرو و موضوع آن دانش دارد، هر چه موضوع دانش وسیعتر و متنوع تر باشد، تعریفهایی که از آن دانش می شود، زیاد تر است. 

بنا بر آنچه گفته شد، در حقیقت تعریف هر علم در آغاز آن معنائی ندارد. چرا که بعداز مطالعات دقیق در آن علم می توان فهمید موضوعش چیست و از چه بحث می کند.

برای جامعه شناسی با قلمرو وسیع آن از زمان آگوست کنت تا عصر حاضر تعریفهای زیادی از جنبه های خاص این علم شده است. با مروری بر این تعریفها شاید این مسئله به ذهن بیاید که تنوع در تعاریف ناشی از طرز تفکر علمی مختلفی است که جامعه شناسان و متفکران اجتماعی از جامعه خود داشته اند و از طرف دیگر مربوط به نوع روشی است که در مطالعه و شناخت جامعه و مسائل و امور اجتماعی بکار برده اند. به عبارتی، به تعداد جامعه شناسان، برای جامعه شناسی می توان تعریف کرد.

اما از میان این تعریفها کدامیک کاملتر است؟شاید تعریف جامع از مجموع تعاریف بدست آید.زیرا هر یک از تعاریف جنبه به خصوصی را مورد توجه قرار می دهد، عده ای مشکل تعریف بخصوص را در پیچیدگی قلمرو حقایق اجتماعی، به حد کمال نرسیدن این دانش جدید، عدم یگانگی میان مطالعات نظری و علمی و نیز تشخیص دقیق موضوع آن از موضوع علوم انسانی که پیش از آن وجود داشته است دانسته اند.

به زعم عده ای بیطرفانه ترین تعریف جامعه شناسی  این تعریف است که جامعه شناسی علمی است که موضوعش مطالعه پدیده اجتماعی است اما در اینجا همه چیز به این باز می گردد که پدیده های اجتماعی خود چه تعریفی دارد و از این رو تعریف فوق تقریبا تکرار معلوم است.

در تعریفی دیگر از جامعه شناسی اینگونه گفته می شود که از قوانین زندگی اجتماعی انسان و پدیده های اجتماعی- انسانی و تحول آنها در ارتباط با کل حیات اجتماعی بحث می کند.

تدیدی نیست که جامعه شناسی، یکی از دانشهایی است که با حیات انسانی ارتباط می یابد.همه آنان که بدان می پردازند خصلت یا دیدگاههای علمی در آن می یابند ولیک تعاریفی که از آن می دهند، یکسان نیست.

تعریف جامعه شناسی با موضوع آن ارتباط مستقیم دارد. ابتداباید موضوع مشخصی داشته باشیم و بدانیم درباره چه چیز جامعه می خواهیم صحبت کنیم تا بتوانیم تعریف درستی از جامعه شناسی عرضه کنیم.

جامعه شناسی از دو دیدگاه قابل بررسی است یک دیدگاه استاتیک و دیگر دیدگاه داینامیک که هر دو جامعه شناسی است. زمانی از ساختها، نهادها و ارگانهای جامعه بحث می شود و گاهی از کیفیت تغییر این نهادها، تاثیرات متقابل آنها بر همدیگر و تغییر جامعه در طول تاریخ و علل آن سخن می رود.

گورویچ موضوع جامعه شناسی را با عبارت(( پدیده اجتماعی تام در حال حرکت)) بیان کرده است. با این توصیف از جامعه شناسی باید آن را با جامعه شناسی داینامیک برابر دانست.

 

 

ادامه نوشته

غدیر

فرا رسدین عید غدیر عید امامت و ولایت بر شما که سیاه مشق من رو قابل دونستی و سری به ما زدی مبارک

زندگی نامه محمد شاه قاجار

مختصری از زندگی نامه محمد شاه قاجار:

محمد شاه سومين پادشاه سلسله قاجار فرزند عباس ميرزا وليعهد فتحعليشاه بود که پس از مرگ پدر و در زمان حيات فتحعليشاه به وليعهدي منصوب گرديد. همين که خبر مرگ فتحعليشاه در تبريز به محمد ميرزا رسيد در همان شهر تاجگذاري کرد، سپس با سپاهيان خود از تبريز به طرف تهران حرکت نمود. در نزديکي پايتخت با سپاهيان سلطان علي ميرزا ظل السلطان عموي خود روبرو شد. ولي لشکريان ظل السلطان به زودي شکست خورده و متلاشي شدند. در ضمن يکي ديگر از عموهاي محمد شاه يعني حسنعلي ميرزا (فرمانفرما) در شيرزا خود را پادشاه خواند، ولي قواي محمد شاه سپاهيان او را در جنوب قمشه در هم شکستند.

 

ادامه نوشته

زندگی نامه شیخ بهایی  

معرفی زندگی نامه شیخ بهایی 

          بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي حمداني(از صحابه معروف حضرت علي (ع) )عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است.

ادامه نوشته

زندگی نامه میرزا کوچک خان

زندگی نامه

میرزا یونس معروف به میرزا كوچك فرزند میرزا بزرگ، اهل رشت، در سال 1259 شمسی، دیده به جهان گشود. سال های نخست عمر را در مدرسه ی حاجی حسن واقع در صالح آباد رشت و مدرسه ی جامعه آن شهر به آموختن مقدمات علوم دینی سپری كرد.

در سال 1286 شمسی، در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای سركوبی محمدعلی شاه روانه ی تهران شد.

ادامه نوشته