ع و ش و ق
عش یعنی پا برهنه در کویر
عشق یعنی سوختن از زخم تیر
عشق یعنی که گدایی پیش حق
عشق یعنی لقمه نان مستحق
عشق یعنی که مدارا با جنون
عاشقی یعنی گذشته تا کنون
عشق یعنی که خدا قسمت کند
عاشقی یعنی دلم وصلت کند
عاشقی معنای ناب بی مثال
عشق یعنی جان سپردن در وصال
عین عاشق دل بریدن از همه
شین آن آغاز شور و واهمه
قاف چون نامش مثال قله است
چون رسد، عشقت تمام جمله است
خسته ام ای بهترین ماوای من
عاشقم ای عشق بی پروای من
جرعه ای لعل و کمی دل خواستم
از برای عشق تو برخواستم
پس جفا بر من روا نبود کنون
من که خود آغشته هستم بر جنون
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 9:35 توسط مهران
|