تموم باورم بودی، چی احساسمو ویرون کرد
چی این خونه ی آرومو، واسه تو مثل زندون کرد

به احساس تو شک کردم، چشات لبریز بارون شد
خراب کردن رویاهات، واسه من خیلی آسون شد

تو یه ماهی آزادو تو فکر لمس اقیانوس
منم شبیه تُنگی که واسه رویات شدم کابوس

پشیمونم که دنیا رو پیش چشمات سیاه کردم
حسادت حس خوبی نیست می دونم اشتباه کردم

دیگه منو نمی بینی، با اخلاقم نمی سازی
دیگه وقتی که می خوابم، پتومو روم نمی ندازی

می گی خسته ای از شک هام و این رابطه بیماره
یه فرصت دیگه می خوام دیگه این آخرین باره

بازم داری کجا می ری؟ تنت یه پالتوی چرمه
واسه کی اینو پوشیدی آخه امروز هوا گرمه!

لیدا رشیدی_ اردیبهشت 92